|
|
|
متدولوژی های اعتبارات خرد Microlending Methodologies Laura Brandt, Natalya Epifanova, and Tatiana Klepikova
1- مقدمه ای تاریخی از متدولوژی های اعتبارات خرد 2- متدولوژی های متعارف اعتبارات خرد 2-1- برنامه های اعتبارت فردی 2-2- برنامه های اعتبارات گروهی 2-3- ساختار عملیاتی متدولوژی های فردی و گروهی 3- رویکردهای اعتبارت گروهی 3-1- متدولوژی گروه های یکپارچه دربرابر سازمان های مبتنی بر اجتماع 3-2- مدل های گروه یکپارچه 3-2-1- مدل بانگ گرامین 3-2-2- مدل گروه یکپارچه در آمریکای لاتین 3-3- رهیافت سازمان های مبتنی بر اجتماع 3-3-1- صندوق های وام مدیریت شده ی اشتراکی 3-3-1-1- بانکداری روستایی 3-3-1-2- صندوق های وام گردشی مدیریت شده ی اشتراکی 3-3-2- موسسات پس انداز و وام
1- مقدمه ای تاریخی از متدولوژی های اعتبارات خرد امین مالی کسب کارهای خرد دارای سابقه تاریخی بسیار طولانی است و به چندین قرن پیش باز می گردد. نخستین موسساتی که به سوی واگذاری اعتبارات خرد حرکت نمودند، به قرن 18 در اروپا باز می گردند. نمونه ای از آنها صندوقی بود که جاناتان سوئیفت رمان نویس قرن 18 ام ایجاد کرده بود. او 500 پوند از ثروتش را در اختیار صنعتگران فقیر قرار داد که در قالب وام های 5 و 10 پوندی پرداخت می شد. این وام ها با مبالغ 2 یا 4 شیلینگ در هفته و بدون بهره بازپرداخت می شدند. نمونه جذاب اعتبارات خرد موسسه «ایریش ریپرو داکتیو لون» بود که از درون خشکسالی 1812 برخاست. این صندوق که هدایای خیرین را در لندن جمع آوری می کرد، با هدف دادن وام های کوچک (زیر 10 پوند) به افرادی که در شهرهای کوچک زندگی می کردند، و گره گشایی از ایرلندی های آسیب دیده تاسیس گردید. شرکت های تعاونی اعتباری گرامین نمونه ای دیگر در قرن نوزدهم هستند که اغلب در نواحی روستایی جای گرفته بودند. این تعاونی ها خدمات اعتباری متعددی به اعضای خود می دادند و در صورت ورشکستگی هر عضو می توانست مقدار ورودی خود را از تعاونی تقاضا نماید. این تعاونی های اعتباری الهام بخش اتحادیه اعتباری در آمریکا بودند. در دهه 1970 اعتبارات خرد به یک ابزار مهم در توسعه مالی جهان تبدیل شد. طی سه دهه گدشته روش های پیشین آزمون شده و متدولوژی های جدیدی گسترش یافته اند. تنوع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و قانونی نوآوری های جدیدتری را در روش های اعتبارات خرد تشویق نمود.
2- متدولوژی های متعارف اعتبارات خرد یک متدولوژی اعتبارت خرد بدین منظور انتخاب می شود که نیازهای گروه هدف را در شریط محیط محلی (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و قانونی) را با اهداف برنامه انطباق دهد. در نتیجه هیچ دو رویکرد کاملاً یکسانی در اعتبارات خرد وجود ندارد. هر چند تقریباً برنامه های اعتبارت خرد را می توان در چند مدل اعتبارات خرد محدود طبقه بندی نمود. هدف از این بخش مقدمه ای برای خواننده است تا با انواع متدولوژی های موجود آشنا گردد. تمامی برنامه های اعتبار خرد را می توان در دو گروه کلی طبقه بندی نمود: برنامه های وام انفرادی و برنامه های وام گروهی.
2-1- برنامه های اعتبارت فردی وام ها در این متدولوژی به قرض گیرندگان انفرادی داده می شود. بانک تحلیلی کامل از ریسک های بالقوه کسب و کار مورد نظر انجام می دهد. قرض گیرندگان وام ها را بر مبنای عملکرد گذشته و سابقه ی اعتباریشان، قابلیت اجرایی پیشنهادهای کسب و کار و منابع آن دریافت می کنند. برای تضمین بازپرداخت، قرض گیرندگان وثیقه و ضامن هایی ارائه میدهند. رویکرد فردی بیشتر در ارتباط با بانک های تجاری مشهور است. برنامه های اعتبارات خرد ِفردی ِموفق معمولاً معمولاً شامل انواع بسیار متنوعی است که بانک های تجاری به کار برده اند. وام های فردی بیشتر در میان مشتریان شهری موفق بوده است. 2-2- برنامه های اعتبارات گروهی در برنامه های وام گروهی، وام ها به گروه ها تخصیص می یابد. در این مورد اعضای گروه بازپرداخت وام های یکدیگر را تضمین می کنند. وثیقه و ضامن معمولاً گرفته نمی شود، گروه، منزلت اجتماعی و پاسخگویی جمعی را پدید می آورد.به علاوه، وظایف کارمندان بانک به اعضای گروه قرض گیرنده سپرده می شود. نمایندگان مشتریان را معرفی می کنند و تعیین می کنند که چه کسی در درونشان مورد تایید است. این ویژگی گروه ها سبب می شود که هزینه های وام دهنده کاهش بیابد. 2-3- ساختار عملیاتی متدولوژی های فردی و گروهی متدولوژی های فردی و گروهی نیازمند ساختارهای عملیاتی و سازمان های مالی متفاوتی هستند. مهم است که مناسب ترین ساختار بر مبنای اعداف سازمانی و سودآوری و حدود ریسک انتخاب شده باشد. وام فردی و گروهی هزینه های ساختاری متفاوتی دارند. وام فردی نیازمند تحلیل دقیق وام گیرنده قبل از پرداخت وام، ارزیابی پیشنهاد وام و تعریف شرایط برای تمامی مشتریان که ممکن است به هفته های متوالی زمان نیاز داشته و در مقایسه با مقدار وام هزینه بر باشد. در مقابل وام گروهی زمان کمی را قبل از پرداخت وام مصروف خود می کند. اما مدیریت گروه ها پس از پرداخت وام نیازمند هزینه های بیشتری است. هزینه های عملیاتی برای وامگروهی نسبت به وام فردی زمان بیشتری را صرف مدیریت گروه ها می کند، به علاوه به سبب آن که وام های گروهی وثیقه و ضامن دریافت نمی کنند، از ریسک و خطر بالاتری برخوردار هستند. هزینه های عملیاتی بالا همراه با ریسک بالاتر نیازمند درامدهای بالاتری است، به همین دلیل وام های گروهی گرانتر بوده و نرخ بهره بیشتری دریافت می کنند.
3- رویکردهای اعتبارت گروهی بر خلاف برنامه های وام فردی که عموماً مشابه یکدیگر هستند، متدولوژی های متفاوتی برای برنامه های وام گروهی وجود دارد. به نمودار 1 مراجعه نمایید. نمودار 1 ![]()
3-1- متدولوژی گروه های یکپارچه دربرابر سازمان های مبتنی بر اجتماع برنامه های وام گروهی می توانند به گروه یکپارچه (solidarity group) و سازمان مبتنی بر اجتماع (community-based organization) تقسیم شود. تمایز میان این دو رویکرد به روابط آتی میان مقدار وام و گروه قرض گیرنده باز می گردد.
رویکرد سازمان مبتنی بر اجتماع یک هدف مقدماتی مستقل از گروه قرض گیرنده دارد. در این رویکرد مقدار وام توسعه شرفیت مدیریت داخلی گروه را تقویت می کند، بنابراین گروه می تواند به عنوان یک بانک کوچک عمل نماید. گروه های یکپارچه برناه هایی هستند که انتظار نمی رود گروه قرض گیرنده از نهاد قرض دهنده مستقل گردد. شرکت کنندگان در این برنامه ها مشتریان بلندمدت نهادهای قرض دهنده به حساب می آیند.
لذا اختلاف این دو در روابط آتی قرض دهنده و قرض گیرنده است. در گروه یکپارچه، وام دهنده تمامی مشتریان خود را در یک گروه یکپارچه کنترل و مدیریت می کند و هر چه بر تعداد مشتریان افزوده می شود، این گروه نیز در شاخه های بیشتری گسترده می شود. مدیریت این گروه ها به صورت متمرکز و یکپارچه می باشد.
درحالی که در سازمان مبتنی بر اجتماع وام دهنده مشتریان خود را در گروه های مستقلی جمع می آورد. هر چه مشتریان ِ گروه، بیشتر می شوند، تعداد گروه های مستقلی که هریک در حکم یک بانک جدا عمل می کند، بیشتر می گردد. در این حالت مدیریت هر گروه از عهده وام دهنده خارج می شود و هر یک به طور مستقل مدیریت می شود.
3-2- مدل های گروه یکپارچه 3-2-1- مدل بانگ گرامین یکی از نمونه های مشهور در گروه یکپارچه بانک گرامین است. بانک گرامین توسط محمود یوسف در بنگلادش در سال 1976 تاسیس شد، نخستین برنامه اعتبارات خرد با استفاده از رهیافت گروه یکپارچه بود. بانک به سرعت رشد نمود، در سال 1992 به 2 میلیون نفر در نرخ های بهره 12 تا 16 درصد وام داده بود. نرخ های بازپرداخت بالا و بین 97 و 98 درصد بود. بانک حتی سود بالایی را نشان می داد. در زیر مختصری از متدولوژی این بانک را ارائه می دهیم. نخست کارمندان یک روستای بالوقه را مشخص می کردند و یک یا دو هفته دوره آموزشی در روستا برگزار می شد تا مشتریان با فلسفه، قواعد و روش های برنامه آشنا شوند. آنگاه گروه هایی متشکل از 5 قرض گیرنده تشکیل می شدند. سپس از 6 تا 8 گروه 5 نفره با یکدیگر یک مرکز را در یک روستا تشکیل می دادند. این گروه ها به صورت شعب محلی بانک تبدیل می شدند و بخش وسیعی از کارمندان آن را نیز مشتری ها تشکیل می دادند. در مدل گرامین، گروه های قرض گیرنده بخشی از ساختار نهادی بانک می شدند. گروه های جدید قبل از دریافت وام، حداقل برای چهار هفته پس انداز می کنند. گروه یک رهبر برای خود تعیین می کند. این رهبر به صورت گردشی میان اعضا تغییر می کند. و اعضای گروه نحوه ی گردش و دسترسی به وام را در درون خود تعیین می کنند. هر عضو از گروه نخستین وام را در مقدار معمولاً زیر 100 دلار دریافت می کند و برای 4 تا 6 هفته بازپرداخت می کند. تمامی اعضای گروه ملتزم به بازپرداخت آن وام خواهند بود. اگر هر عضو نتوانست وام خود را باز گرداند، چهار نفر دیگر باید آن را پوشش دهند. هیچ یک از اعضا وامی دریافت نخواهند کرد تا زمانی که وام گروه را بازپرداخت نمایند. هنگامی که گروه یک سابقه خوبی در بازپرداخت وام های خود به وجود آوردف می تواند وام های بزرگتری دریافت نماید. در دفعه دوم این مقدار از 300 دلار تجوز نمی کند. به علاوه بانک گرامین در درون شرایط برنامه اش الزاماتی را گنجانیده بود که به «شانزدهمین تصمیم» مشهور است. این الزام ها بیان می دارند که قرض گیرندگان بایستی کودکانشان را آموزش دهند، بهداشت خود و خانواده شان را حفظ کنند (آبهای نوشیدنی خود را بجوشانند، و محیط خود را تمیز نگاه دارند) از در کشت سبزیجات در تمامی فصول مشارکت کنند و .... بانک گرامین اعتبارتی را برای افراد بسیار فقیر درنواحی روستایی بدون نیاز به وثیقه فراهم آورد. در این مشتریان که دسترسی کمی به اعتبارات داشتند، وام های خرد یک سلاح کارآمدی درمقابله با فقر بود. بانک گرامین توجهات جهانی را به خود جلب کرد. بیش از 4000 نفر از 100 کشور برنامه های آموزشی و تبلیغاتی گرامین را طی دهه های گذشته دنبال کرده اند. برخی از این اشخاص به کشورهای خود بازگشته و مدل گرامین را در آنجا به اجرا درآوردند. در این راستا 223 برنامه در 58 کشور به مورد اجرا درآمد. در میان منابع از قبیل صندوق بین المللی توسعه کشاورزی و صندوق کودکان سازمان ملل و سایرین، مدل بانک گرامین قادربود چندین هزار فقیر را در جهان زیر پوشش داشته باشد. مدل گرامین در نواحی متراکم روستایی شروع به کار کرد. و مشتری های آن معمولاً زن بودند و وام ها معمولاً برای کشاورزی و خرده فروشی استفاده می شد. 3-2-2- مدل گروه یکپارچه در آمریکای لاتین در اواخر دهه 1980 برنامه های وام در آمریکای لاتین از متدولوژی های فردی استفاده می کردند. بررسی موفقیت تجربه گرامین موجب شد که توجهات به سوی ترکیب مدل گرامین در برنامه های موجود این کشورها جلب شود. نتیجه مدل یکپارچه آمریکای لاتین بود. دو اختلاف عمده میان این دو مدل (مدل گرامین و آمریکای لاتین) وجود دارد. نخست این که مدل آمریکای لاتین در تصویب و تصفیه ی یک وام مشابه سیستم های عملیاتی موجود در وام های فردی عمل می کرد. برای مثال مدیران اعتباری یم تحلیل از درخواست وام مشتریان انجام می دادند (این تحلیل مشخصاً کوتاه تر و مختصرتر از وام های فردی بود) و گروه ها در محل کسب و کار خود مورد بازدید قرار می گرفتند. تشکیل گروه صرفاً روش و مکانیسمی برای تضمین وام به حساب می آمد و گروه ها به عنوان بخشی از ساختار نهادی بانک در نمی آمدند. یک اختلاف دیگر این بود که گروه های یکپارچه در آمریکای لاتین بیشتر بر تهیه اعتبار متمرکز بودند بر خلاف مدل گرامین که بیشتر بر روابط اجتماعی تمرکز داشت. متدولوژی آمریکای لاتین یک رهیافت کوچک شده از نهاد هایی است که اغلب صرفاً خدمات اعتباری ارائه می دهند. یک نمونه از مدل های آمریکای لاتین بانکوسول بود که در بولیوی قرار داشت. این بانک نماینده قانونی بانک بولیویایی بود. و وام های بدون وثیقه ایدر دوره های 12 تا 24 هفته ای با دوره های بازپرداخت متوالی (یک یا 2 هفته ای) پرداخت می کرد. وام ها یک گروه یکپارچه می ساهت با 5 تا 10عضو و میان اعضا تقسیم می شد. وام های بانکوسول معمولاً سرمایه ای برای کسب و کار های کوچک فراهم می ساخت. نیمی از پرتفولیو به تولیدکنندگان کوچک مقیاس نظیر کفش سازی ها، نانوایی ها، و خیاط ها داده می شود. شبیه بانک گرامین، بانکوسول رشد سریعی را تجربه کرد. در سال 1996، بانکو سول در حدود 75000 وام داده بود. که یک سوم از این افراد ازبخش بانکداری بولیویایی استفاده می کردند. در 1996 بانکو سول یم پرتفولیوی 5/47 میلیون دلاری داشت. و درآمدی 1/1 میلیون دلاری از 13 میلیون دلار دریافت می نمود. مدل بانکوسول و مدل گرامین شباهت عمده ای داشتند. نخست اعضای گروه با یکدیگر مسئول بازپرداخت بدهی بودند. دوم این که عمده مشتریان (77 درصد برای بانکوسول) زن بودند. بانکوسول برخلاف بانک گرامین، بیشتر قرض گیرندگانش در شهرها جای داشتند.
3-3- رهیافت سازمان های مبتنی بر اجتماع مدل های وام گروهی مقدمه ای برای توسعه ظرفیت مدیریت مالی گروه ها بودند، که این هدف یکی از مشخصات مدل های سازمان مبتنی بر اجتماع محسوب می شود. برخلاف مدل های یکپارچه که انتظار نمی رود گروه های قرض گیرنده از نهاد مالی استقلال یابند در مدل های سازمان مبتنی بر اجتماع هدف توسعه بانک های کوچکی (mini-bank) است مستقل از نهاد قرض دهنده، که در مالکیت و مدیریت فقرا قرار دارد. مدل های اعتباری خرد که از رویکرد سازمان مبتنی بر اجتماع استفاده می کنند، می توانند به دو زیر گروه تقسیم شوند: صندوق های وام مدیریت شده توسط اجتماع (community-managed loan funds) یا انجمن های پس انداز و وام (saving and loan associations). این دو در دو چیر متفاوت اند:
3-3-1- صندوق های وام مدیریت شده ی اشتراکی 3-3-1-1- بانکداری روستایی بانکداری روستایی احتمالاً عملی ترین نوع صندوق های وام مدریت شده توسط جمع باشد. متدولوژی بانکداری روستایی توسط Foundation for International Community Assistance معروف بهFINCA توسعه یافت. این موسسه یک سازمان غیرانتفاعی ایالات متحده آمریکا است که در اعتبارات روستایی تخصص یافته بود. برنامه از این متدولوژی استفاده می کردند که در بخش های مختلف جهان مورد استفاده قرار گرفته است. این رویکرد اغلب در بخش های فقیر روستاها موفق بوده است. یک بانک روستایی به صورت محدود وام هایی را توسط یک نهاد قرض دهنده تامین مالی می کنند. در طول زمان، با پس انداز اعضا، سرمایه مشترک و تجمیع بهره انتظار می رود که این صندوق رشد نموده تا دیگر نیازی به وام های خارجی نداشته باشد. عموماً، هدف این است که هر بانک روستایی حداکثر در پایان سه سال از نظر مدیریتی و مالی مستقل گردد. تحرک پس انداز ها یک مولفه داخلی برای متدولوژی بانکداری روستایی است. پس اندازها درمدل بانکداری روستایی نسبت به مدل بانک گرامین یا مدل گروه یکپارچه آمریکای لاتین محوری تر است. اعضای بانک روستایی نیازمند یک پس انداز اولیه یا دریافت یک وام اولیه بودند و پس انداز های خود را به صورت دوره ای ادامه می دادند.
3-3-1-2- صندوق های وام گردشی مدیریت شده ی اشتراکی مدل صندوق های وام گردشی مدریت شده توسط اجتماع شبیه بانکداری روستایی است. هر دو مدل از مبالغ کم خارجی با هدف تاسیس یک بانک مستقل و پایدار استفاده می کنند و در اجتماعات محلی راه اندازی و مدیریت می شوند. وجوه خارجی در صندوق های وام گردشی راهی مستقیم است که وام هایی برای اعضای فردی ساخته شود. یک گروه صندوق وام گردشی نوعاً شامل 30 تا 100 عضو است، که اغلب زن هستند. مشابه مدل بانک روستایی، صندوق های وام گردشی نیازمند اعضایی هستند که تا اعطای نخستین وام پس انداز نمایند. دو تفاوت کلیدی میان صندوق های گردشی و مدل بانک روستایی وجوددارد:
3-3-2- موسسات پس انداز و وام موسسات پس انداز و وام بسیار شبیه صندوق مدیریت شده توسط اجتماع هستند و تنها یک اختلاف مهم با آنها دارند: وجوه موسسات پس انداز و وام تنها از طریق پس انداز اعضا و سهم هر یک به دست می آید و هیچگونه وجوه خارجی وجود ندارد. موسسات پس انداز و وام همیشه مستقل از موسسات خارجی هستند. نهادهای توسعه و سازمان های غیر دولتی ممکن است به اعضا در آغاز کمک های فنی و آموزش ارائه دهند. گروه ها معمولاً شامل 30 تا 100 عضو هستند. جریان پس انداز یک مولفه ضروری در این مدل به حساب می آید. هر موسسه پس انداز و وام قوانین خودش را دارد و مقادیر پس انداز اعضا را به شکل متفاوتی نظم میدهد. هر موسسه پس انداز و وام همچنین شرایط وام دادن را خود تعیین می کند و مقادیر وام ممکن است توسط یک فرد یا توسط گروه پس انداز شده باشد. مقادیر وام ممکن است میان اعضا یکنواخت باشد. شرایط بازپرداخت وام نیز می تواند با توجه به هدف وام (کوتاه مدت در برابر کشاورزی) متفاوت باشد. نرخ های بهره اغلب در یک بالا تعیین می شود.
|
|||